همه چی طبق برنامه ریزی پیش رفت، تاریخ زایمان، اتاق جراحی، نوع بیهوشی و خیلی موارد دیگه اما، روز قبل زایمان آقای همسر بهم گفت چند روزی از روزهای ابتدایی زایمان را باید به یکی از بیمارستان های اطراف بره چون پزشک اطفال ندارن و راستش من که تصور خوبی از بعد از زایمان داشتم پذیرفتم و یک روز بعد از زایمان که قرار بود تا ظهر ترخیص بشم آقای همسر رفت، از همان روز دمای بدنم بالا رفت همراه با احساس لرز، پرستار بیمارستان خصوصی رو در جریان قرار دادم بدون اینکه از دماسنج استفاده کنه گفت وضعیتم طبیعیه و ترخیص میشم، خونه که اومدم تب و لرز شدت گرفت و من یک شب لعنتی رو گذروندم بدون این که بدونم چهکار باید انجام بدم فقط صبوری کردم تا صبح بشه و خودمو به بیمارستان برسونم، بیمارستان که رسیدم همکارهای همسر منتطرم بودن و با دیدن وضعیت من فورا بستری م کردن، هشت روز در بیمارستان گذروندم، شرایط سختی بود، تب و لرز بدون دلیل، کلیه بخش های مرتبط درگیر تب من بودن و هر کدوم دستور آزمایش و عکس و سونوی مربوط به خوشونو میدادن و در نهایت اعلام میکردن که بیمار در سلامته و منبع تب نامعلوم، بعد از هشت روز به اصرار و خواهش دکترم حاضر شد اجازه ترخیص بده به شرط اینکه در صورت تکرار تب باز برگردم که خب من بعد از ترخیص و رسیدن به خونه م دیگه تب نکردم،
خدا رو بارها و بارها شاکرم بخاطر فرزند سالمی که دارم و اینکه می تونم بعد از اون روزهای سخت که حتی توان بغل کردنش رو نداشتم، بغلش کنم و بهش رسیدگی کنم، هرچند که هنوز ضعف و ناتوانی با منه اما حس میکنم بتونم از پس این روزها بربیام
دلم می خواست بگم که اگه شما هم قراره اولین جراحی رو تجربه کنید حتما از قبل آمادگی روحی و جسمی ش رو داشته باشید و در مورد بیمارستان خصوصی وسواس نداشته باشید، رسیدگی و پیگیری در بیمارستان دولتی خیلی بیشتر و بهتر بود.
برچسب:
نویسنده: لیلا میرزایی
تاريخ: سه
شنبه
29 آبان
1397 ساعت: 21:39