لهجه و طرز بیانش توجه ام را جلب کرد، جوان حدودا بیست و پنج ساله ای بود که لباس تیره به تن داشت و جور خاصی صحبت میکرد، از من مسیرمو پرسید و من آدرس خونه را دادم و حرکت کرد، وقتی رسیدیم در مجتمع کرایه را که به سمتش تعارف کردم کمی به سمت صندلی عقب برگشت و متوجه خطوط موازی ای از خط ریش تا پایین گونه ش شدم، خطوطی که بعد از جوش خوردن گوشت اضافه مختصری آورده بودن و به چهره ش زخمتی خاصی میدادن، دستش را که پیش آورد تا پول رو بگیره باز نظرم به جای چند بخیه درشت روی دستش هم جلب شد،
سوار آسانسور که شدم هنوز ذهنم درگیرش بود، با خودم گفتم احتمالا لااات است و اینها نتیجه لات بازی، آسانسور طبقه اول رو رد کرد، خاله "ب" مگر نبود که صورتش از این خط ها داشت، بیچاره روز نامزدی پسرش تصادف کرد و کل شیشه جلوی ماشین روی سر و صورتش خورد شد، آسانسور طبقه دوم را هم رد کرد، خاله "ب" که خطوط موازی و طول دراز نداشت، چند تایی خط کوتاه و نامنظم بالای لب و گونه که معلوم میشد تصادف است، طبقه سوم هم رد کرد، حادثه که خبر نمیکند، خاله "ب" در یک لحظه زیبایی و سلامتش را از دست داد، شایدهم نتیجه دعوا و لات بازی باشد بازهم حادثه است به طبقه چهارم رسیدیم.
دیروز ظهر که ماشین آژانس رسید باز همان لهجه عجیب را شنیدم، همان راننده تیره پوش با صورت زخمت بود، درب ماشین را که بستم گوشی اش زنگ خورد به شیوه خودش حال و احوالی کرد و با حالتی نگران پرسید: چطو شد ؟ معلوم شد کدوم دادگاهی؟
با همین دو سه جمله متوجه شدم که حدسم در مورد لات بودن درست بوده، مکالمه تلفی ش طولانی شد و با هر جمله ا ی که می گفت تعجب و شگفتی من بیشتر می شد، اینطور که متوجه شدم کسی که پشت خط بود درگیر دادگاه و شکایت این حرف ها بود و نگران دیه و محکومیت و این آقای راننده باتوجه به باتجربه بودنش سعی در راهنمایی کردنش داشت و بطور مداوم بهش تاکید میکرد که همه چیز رو کتمان کن و به هیچ وجه اعتراف نکن و مراقب باش که بهت یک دستی نزنن، لابه لای صحبت هاش میگفت که:ول کن باااااا هی میگی فش(فحش) داد، می خوای بگی فحش که داد من از کوره در رفتم تیغ تیغی ش کردم، بدبخت اگه ثابت بشه که فحش داده براش 74 ضربه شلاق می برن ولی برای تو کلی دیه و زندان، ددَ بار (ده بار) گفتمت که زیر بار نرووو، ا همو ( از همون) اول بگووو کار من نبوده، الان برا تیغی که به دستش کشیدی باید دیه بدی هم برا تیغی که به شکمش کشیدی، حالام نگران نباش تیغ شکمش که هِچی نی(هیچی نیست) بخیه ای 400 می بُرن(تعیین میکنن) دستش چه جوریه؟؟؟
یکدفعه از کوره در رفت و فریاد زد: تاندوم(تاندون) بُریدی؟؟؟ خاک تو سِرت شد، هاااااا تاندوم دیه سنگین داره.چهل تایی کمِ کمِ ش داره.
آخر صحبت هم حول این موضوع گذشت که اگه شانس بیاره و قاضی "الف" بهش بخوره و بتونن با نصف پول دیه نظر قاضی رو به نفعش برگردونن.
پ.ن: حالا موندم امروز باز از همون آژانس ماشین بگیرم یا نه؟
باید اعتراف کنم که در طول مسیر نگران بودم که نکنه تصادفی پیش بیاد این آقای راننده بخواد با تیغ بره سروقت راننده خاطی!!!
برچسب:
نویسنده: لیلا میرزایی