و این موارد اغلب مربوط به اورژانس اطفال هستند.
- درد و مشکل کلیه و مجاری ادرار داشت و بیقراری میکرد، همراه عمه و پدرش به بیمارستان آمده بود، از پدرش پرسیدم که سابقه مشکل کلیوی داشته گفت نه. بعد از تست و معاینه مشخص شد که نارسایی کلیه داره و باید بستری بشه. پدرش از این تشخیص ناراحت شد و نگران وضعیت فرزندش بود، پرسیدم چی شده؟ گفت: پسرم کوچیک بود که همسرم فوت کرد و الان چند سالی است که مجددا ازدواج کردم، گویا یک ماه پیش پسرم دندون درد داشته و نامادری بهش مسکن ژلوفن میده، و خب هر روز که درد دندون بر میگشته ی ژلوفن میداده به بچه که درد نکشه! پرسیدم: یعنی روزی یک عدد ژلوفن خورده؟ چه مدت؟ جواب داد: یک ماه، تا همین امروز که خواهرم متوجه شده پسرم مشکل داره، خواهرم رفته سر بزنه که فهمیده ماجرا از چه قراراه، حالا آقای دکتر پسرم خوب میشه؟ کاش می تونستم امیدوارش کنم به بهبودی اما، نارسایی کلیه آخر و عاقبتش دیالیزه نه سلامت...
.............................................................................................................
پسر بچه 8 ساله ای بود به غایت شیطون، نه از این شیطنت ها که میگیم" بچه اس دیگه باید شیطونی کنه" اینقد شیطون که یک لحظه آروم و قرار نداشت و توی راهروی اورژانس به همه چی ور می رفت و سر و صدا میکرد، مادرش با چشم گریون می گفت: الان دو روزه که نخوابیده، چند وقتی یکبار اینجور میشه، در حدی جنب و جوش پیدا میکنه که نمیتونه حتی بشینه، خسته شدم دکتر، دلم براش می سوزه هیچ کس دوستش نداره، خودش داره آسیب می بینه، بچه ای که 48 ساعت نخوابه سالمه؟؟ با کلی مشقت روی تخت خوابوندنش! بعد از تزریق آرام بخش ی کم آروم گرفت و راهی بخش شد.
...........................................................................................................
کمتر از سه سال سن داشت، ورم دور چشم شدیدی پیدا کرده بود، از مادرش پرسیدم چی شده؟ گفت آسپرین بچه خورده. گفتم: آسپرین برای چی؟ جواب داد: مریض بود رفتم داروخونه پرسیدم که آسپرین بچه برای بچه ها خوبه؟ اونا هم گفتن آره خوبه، منم بهش دادم خورد. پرسیدم: چند تا دادی؟ - نمی دونم، چند تایی شد، این چند روز دادم، روزی یکی!- چند روز؟؟؟
دکتر، ضرر داره مگه؟ شاید ده روز! نه بیشتر از ده روز
- به بچه بدون تجویز پزشک آسپرین خوروندی تا جاییکه به این وضع افتاده ،تازه می پرسی مگه ضرر داره؟! چه دوزی دادی؟
- آسپرین صد، خاک بر سرم، الان چی میشه؟ باید چیکار کنم؟ تو رو خدا هر کار می تونین بکنین
- باید کبدش چک بشه، اگه آسیب جدی باشه که میره بخش....
خوشبختانه کبدش آسیب جدی ندیده بود و به خیر گذشت.
.........................................................................................
افت پلاکت داشت، پدرش نگران بود و می گفت: تو رو خدا بگید که سرطان نیست. تست هاش نگاه کردم، معاینه اش کردم، گفتم تشخیص من آی تی پی ایه، ی جور بیماری خونی خوش خیم که قابل کنترله، از خوشحالی شروع کرد به گریه کردن، گفت: خدا رو شکر، این چند روز از نگرانی مردیم و زنده شدیم. فرستادمش بخش بستری بشه، چند روز بعد باز اومد اورژانس گفت: حالش بدتر شده دکتر، می خوان نمونه نخاعی بگیرن، میگن مشکوکه به لوسمی، بهش اطمینان دادم که کادر درمانی کارشون رو به خوبی بلدن و نگران نباشه، آروم که شد رفت، دیروز که کشیکم تموم شده بود و داشتم از بخش خارج میشدم، صدام زد، چشماش از خوشحالی برق می زد و می گفت: همون آی تی پی بود، ممنونم، واقعاااا ممنون. منم خوشحال شدم، خیلی.
برچسب:
نویسنده: لیلا میرزایی