نمی خواهم با همین دو، سه جمله این شب را به پایان برسانم، دلم روزهای کودکی می خواهد، دلم خوش تعریفی های مامانی را می خواهد همانطور با جزئیات و آب و تاب، گوشی ام را بر می دارم و عکس دختر عمو را نشانش می دهم که با همسرش انداخته، با دقت نگاه می کند، نور مستقیم گوشی، عسلی چشم هایش را عسل تر می کند، آهسته آهسته برایم حرف میزند، مامانی هم حس کرده دلتنگی ام را، چشم هایم گرم می شوند و پلک هایم سنگین و مامانی با نگاه مهربان و لبخند زیبایش مرا به خواب کودکانه می برد.
نوشته شده در سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط ماه خانوم|
برچسب:
نویسنده: لیلا میرزایی